تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:56 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات اصلی حروف

صفت پنجم : استعلاء

کلمه ی «استعلاء» به معنای «برتری طلبی» است. استعلاء در تجوید ، عبارتست از :

«بالا آمدن ریشه ی زبان به سوی کام بالا در خلال تلفظ حرف»

 

دقت شود که از واژه ریشه زبان استفاده کردیم و عمداً از ذکر عقب زبان خودداری نمودیم . چرا که عقب زبان در حرف «ک» و در سایر موارد نیز بالا می آید اما استعلاء محسوب نمی شود.

در اثر این صفت ، صدای حرف ، «درشت و پر حجم» می شود . به این حالت در تجوید ، «تفخیم» گویند.

پس استعلاء مانند تفخیم نیست و نباید با یکدیگر مقایسه شوند بلکه :

«استعلاء ، موجب تفخیم است»

حروف مستعلیه عبارتند از :

ص – ض – ط – ظ – غ – خ – ق

 



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:55 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات اصلی حروف

صفت ششم : استفال

 

ضد استعلاء بوده و در لغت به معنای «پست شدن – پائین آمدن» آمده است. «استفال» در تجوید عبارتست از :

پائین آمدن و دور شدن ریشه زبان از کام بالا»

در نتیجه ی این صفت ، صدای حرف، به اصطلاح «نازک و کم حجم» می شود. به این حالت در تجوید ، «ترقیق» گویند.البته خواهیم دید برخی از حروف استفال ، گاهی تفخیم می شوند. لذا :

استعلاء ، قطعاً موجب تفخیم است ؛ اما هر تفخیمی حاصل از استعلاء نیست .

غیر از حروف هفت گانه استعلاء ، بقیه حروف دارای صفت استفال هستند .



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:54 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات اصلی حروف - صفات اطباق و انفتاح

صفت هفتم : اطباق

صفت «اطباق» به معنای «منطبق کردن-روی هم قرار دادن دو سطح» است. اطباق در تجوید عبارتست از :

«منطبق کردن سطح زبان با قسمت مقابل آن از سقف دهان»

البته منظور از تطابق ، چسبیدن زبان به کام بالا نیست بلکه زبان به شکل سقف دهان در می آید.

حروف اطباق ، همان چهار حرف اول حروف استعلاء هستند :

ص – ض – ط – ظ

در این چهار حرف ، سطح زبان گسترده شده ، لبه آن بالا می آید و کف آن گود می شود .(حالت طَبَق = بشقاب) در میان این حروف ، اطباقِ حرف «ط» از سایر حروف مُطبَقَه ، بیشتر است و در «ظ» از همه کمتر. دو حرف «ص» و «ض» ، اطباق متوسط دارند.

نقش صفت اطباق نیز ، «ایجاد تفخیم» است، پس در حروف چهار گانه ی اطباق، این صفت همراه با استعلاء ، موجب تفخیم قوی آنها می شود و سه حرف باقیمانده ی استعلاء (خ – غ – ق)، به علت نداشتن اطباق ، نسبتاًاز تفخیم کمتری برخوردارند.

 

 

صفت هشتم : انفتاح

ضد اطباق و به معنای «باز شدن – جدا شدن – گشاده شدن» و در تجوید عبارتست از :

«عدم انطباق سطح زبان با سقف دهان»

در این حروف زبان از تبعیت شکل دهان خارج شده و به اَشکال دیگری که اقتضاء کند ، در می آید . حروف انفتاح ، بقیه ی حروف غیر از حروف اطباق هستند.

 



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:53 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات اصلی حروف - صفات اصمات و اذلاق

صفت نهم : اصمات

در لغت به معنای «خاموش کردن – ساکت کردن» آمده است . اصمات عبارتست از :

سنگین و سخت اداء شدن حرف و امتناع آن از سهولت در تلفظ

 

و در تحوید اصمات عبارتست از :

«اصمات ، یعنی امتناع این حروف از جمع شدن در کلمات چهار یا پنج حرفی»

توضیح اینکه در کلمات چهر یا پنج حرفی غیر ممکن است که تمامی حروف آن از حروف اصمات باشند و حتماً باید حداقل یکی از حروف اذلاق در (ضد اصمات) در آن بیاید تا از سنگینی آن بکاهد .

غیر از حروف شش گانه ی اذلاق که توضیح خواهیم داد ، بیست و دو حرف دیگر ، صفت اصمات دارند.

 

 

صفت دهم : اذلاق

در لغت به معنای «تیز کردن» آمده است .

در اصطلاح تجویدی عبارتست از :

«سرعت و سهولت تلفظ حرف»

 

حروف مُذلَقَة شش عدد بوده و عبارتن از : «ب – ر – ف – ل – م – ن».

اگر دقت کنیم در حروف اذلاق ، سه حرف «ب – ف – م» به لب ها و سه حرف «ل – ن – ر» به نوک زبان منسوبند.

 

 

پایان صفات اصلی حروف



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:52 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی (غیر متضاده)

 

صفات فرعی ، صفاتی هستند که از مجموعه مخرج حرف به اضافه صفات فرعی آن حاصل می شوند.

صفات فرعی طبق قول ابن الجزری و بسیاری از مؤلفین که از وی تبعیت کرده اند ، 7 عدد و اسامی آن ها از این قرار است:

1-  صفیر 2- قَلقَلَه  3- لین  4- انحراف  5- تکریر 6- تَفَشّی 7- استطالَه



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:52 | نویسنده : رامیار کریمی

1-  صفات فرعی حروف-صفت صفیر

در لغت صوت شبیه صدای پرنده را گویند و در تجوید ، صدای سوت مانندی است که از سه حرف « ص س ز» شنیده می شود.

 

اصولاً «صفیر» یا سوت ، ناشی از تراکم بسیار زیاد مولکول های هوا در عبور از مجرائی بسیار باریک است.

صفیر در «ص» قوی تر از «ز» و در «س» از هر دو کمتر است.دلیل آن را نیز در اجتماع صفات اصلی «ص» به ویژه استعلاء و اطباق می دانند و «ز» نیز دارای جهر است .

باید دقت شود که مراد از ذکر صفت صفیر این نیست که هنگام تلفظ این حروف ، به ویژه «ص» سوت شدیدی از مخرج حرف شنیده شود! چیزی که در قرائت برخی از قاریان غیر فنّی به گوش می خورد. در مورد «ص» فقط کافی است «س» تلفظ کرده و بدون تکلف در سوت زدن عمدی ، فقط حجم «س» را زیاد کنیم . جهت ایجاد تفخیم و پر حجمی در صدا ، اصطلاحاً باد در گلو می اندازیم و صدا را کلفت می کنیم!



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:51 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی حروف - صفت قلقله

«قَلقَلَه» از مهم ترین صفات فرعی است.

قلقله در لغت به معنای «جنبش- بیقراری تحریک» آمده است.

قلقله در اصطلاح تجویدی، عبارتست از :

«جنبش مختصر حرف در حال سکون»

البته این جنبش نباید به حد حرکت کامل برسد.

حروف قلقله عبارتند از : « ب ج د ط ق » که در عبارت «قُطبُ جَدّ» جمع آمده اند.

هرگاه این حروف چه در وسط کلمه و چه در آخر آن (هنگام وقف) ساکن شوند، باید کمی در مخرج خود حرکت کنند تا صدای آن ها رها گردد. به عبارت دیگر مرحله «رهش» در این حروف، بدون قلقله صورت نمی گیرد.

مراتب قلقله: اگر حروف قلقله در آخر کلمه قرار داشته باشد (هنگام وقف) ، قلقله آن آشکارتر از زمانی است که همان حرف در وسط کلمه ساکن باشد.

چند مثال:

اَقلامٌ - اَطرافِ اَبرارَ اَجداثِ اَدبارَ

طَریق مُحیط نَصیب بَهیج بَعید - بِالحَقّ

 



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:50 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی حرف - صفت لین

کلمه «لین» به معنای نرمی و در تجوید ، عبارتست از :

«به نرمی اداء شدن حرف»

و آن صفت دو حرف (و ی) سکنه ی ماقبل،مفتوح است.

مانند :  یَوماً قَومٌ اِلَیکَ شَیءٌ

 

آنچه باید در تلفظ این دو حرف بدان دقت نمود ، این است که با سایش هوا و فشار بی مورد روی مخرج ، صفت «لین» آسیب نبیند.



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:49 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی حروف - صفت انحراف

در لغت به معنای «میل عدول» و در تجوید عبارتست از :

«میل و انحراف حرف از مخرجش به سوی مخرج دیگر»

البته انحراف به سوی صفات دیگر نیز ذکر شده است.

دو حرف «ل ر» را دارای صفت انحراف دانسته اند. گویند صدای «ل» از مخرج خود به کنار زبان (به سوی مخرج ضاد) منحرف می شود و «ر» نیز به پشت زبان و به سوی مخرج «ل» و گاهی «ی» منحرف می گردد.

 

منبع:حِلیَـةُ القُرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:48 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی حروف - صفت تکریر

به معنای «تکرار کردن» آمده است. و در اصطلاح تجوید، عبارتست از :

«قابلیت تکرار بسیار سریع حرف»

این صفت فقط در حرف «ر» وجود دارد . مانند تکرار راء در کلمه «مَرَّه» به صورت «مَررررَه»! در اثر ارتعاش بسیار سریع نوک زبان.

این صفت تنعا صفتی است که مقصود از ذکر آن ، احتراز و خودداری از انجام آن است!به ویژه هنگامی که راء ساکن یا مشدّد باشد.مانند : وَالاَرضَ تَرمی اَلرَّحمنِ ذُو مَرَّه



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:47 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی حروف - صفت تفشّی

صفت «تفشی» در لغت به معنای «فاش شدن انتشار پخش شدن» است.

معنای تجویدی تفشّی عبارتست از :

«انتشار هوا در فضای دهان هنگام تلفظ حرف»

«تفشّی» صفت ویژه حرف «ش» است.

با توجه به این صفت نباید در هنگام تلفظ آن تمامی فشار هوا در جلوی دندان ها متمرکز شود ؛ چرا که بوی «س» به خود می گیرد.بلکه صدای آن باید در سطح زبان پخش گردد.

هنگام تلفظ این حرف ، سطح میان زبان ، درحالی به سخت کام نزدیک می شود که دارای شیار است.

اما تفاوت آن با شیار زبان به هنگام تلفظ «س» این است که در «س» شیار، تنگ تر و عمیق تر است و فاصله ی آن نیز با قسمت مقابلش ، کمتر است. حال آنکه در «ش»، شیار کم عمق تر و سطح زبان گسترده تر و فاصله ی آن با سخت کام ، کمی بیشتر است.

 

منبع:حِلیَـةُ القُرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:45 | نویسنده : رامیار کریمی

صفات فرعی حروف - صفت استطاله

در لغت به معناب «امتداد طولانی شدن سر کشی» و در تجوید عبارتست از :

«امتداد صوت از اول کناره ی زبان تا انتهای آن»

این صفت ، مخصوص حرف «ض» است.

حرف «ض» در تمامی صفات خود با «ظ» مشترک است و تنها وجه تفاوت این دو در صفات ، استطاله «ض» است. مقصود عملی از استطاله ، آن است که صدای «ض» کمی کشیده شود و از سایش نسبتاً خشن هوا که از «ظ» شنیده می شود به دور باشد.

مهم ترین نکته در بحث «ض» این است که در تلاوت قرآن ، «ض» هر طور که تلفظ می شود با تلفظ «ظ» متفاوت باشد.

حرف «ض» پر مسئله ترین حرف زبان عرب است!

حرف «ض» شدید و انسدادی نیست، بلکه ممتد و کشش دارد.

برای اداء استطاله «ض» که وجه تمایز «ض» و «ظ» است، بهترین طریق این است که «ض» را به صورت «دال مفخّم» اما «نرم» اداء کنیم.

 

منبع:حِلیَـةُ القُرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:44 | نویسنده : رامیار کریمی

 دیگر صفت های فرعی

صفات هفت گانه فرعی مطابق قول ابن الجزری و تابعین وی را توضیح دادیم.

اما می خواهیم به چند صفت فرعی دیگر که اهمیت آن ها کمتر از صفات فرعی هفت گانه نیست و در تجوید قرآن کاربرد دارند، اشاره کنیم :

1- صفت غنّه    2- صفت نبره   3- صفت بحّه



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:44 | نویسنده : رامیار کریمی

صفت غنّه

«غنّه» صوتی است که از خیشوم خارج می شود و از صفات لازمه ی «ن» و «م» است چه در حرکت و چه در سکون.

اما از آنجا که صدای «ن» و «م» متحرکه از هر دو فضای دهان و بینی بهره دارد ولی «ن» و «م» ساکنه فقط از فضای بینی خارج می شوند، لذا غنّه آن ها در حالت سکون ، بارزتر و خالص تر است.

علماء تجوید ، غنّه «ن» را از لحاظ کیفیت ، برتر از غنّه «م» می دانند.

 

منبع:حِلیَـةُ القُرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:43 | نویسنده : رامیار کریمی

صفت نَبرَة

«نَبرَة» به معنای «اشراف تسلط فرازمندی» آمده است و در تجوید عبارتست از :

«صدای قوی ، رسا و فرازمندی که از حرف همزه سنیده می شود»

تیزی و سنگینی مخصوص همزه که از بسته شدن کامل تارهای صوتی و حبس تام هوا در پشت آن ها و سپس باز شدن ناگهانی آن ها ناشی می شود، حالتی به این حرف داده است که از آن به «نبره» تعبیر نموده اند.

در قرآن هر جا همزه آمد، طبق روایت حفص از عاصم، باید به تحقیق اداء شود و از تسهیل و سست خوانی اجتناب گردد.

تنها موردی که از این قانون استثناء شده است و رعایت آن لازم است، تسهیل همزه دوم کلمه ی «ءَاَعجَمِیٌّ» (فصلت 44) می باشد که باید بین همزه و الف مدی اداء گردد.

 

منبع : حلیة القرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:41 | نویسنده : رامیار کریمی

صفت بُحَّة

«بُحَّة» به معنای «گرفتگی صدا» است.

بحّه صفت ویژه حرف «ح» است. برخی قرّاء در اداء بحّه «ح» چنان افراط می کنند که صدای حرف به سوی «خ» میل می کند. و تفریط آن نیز منجر به تلفظ شبیه «ه» می شود.

منبع:حِلیَـةُ القُرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:40 | نویسنده : رامیار کریمی
احکام حروف-باب تفخیم و ترقیق

احکام حروف

مبحث احکام ، سومین بخش کلی از علم تجوید قرآن است.

قبلاً مخارج و صفات حروف را فراگرفتیم و اینک به بخش احکام حروف می پردازیم.

 

باب تفخیم و ترقیق

این باب از ابئاب مهم تجویدی است و یکی از کلید های مهم لهجه عرب محسوب می شود.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:34 | نویسنده : رامیار کریمی

تفخیم حروف استعلاء

 

قبلاً گفته شد که استعلاء و استفال از صفات اصلی حروف هستند.

حروف هفت گانه مستعلیه (ص – ض – ط – ظ – خ – غ – ق) ، همگی دارای تفخیم هستند. و در مقابل ، باقی حروف مُستفِلَه، حالت ترقیق دارند. البته دو حروف «ل – ر» حکم ویژه دارند که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

استعلاء به مفهوم درشتی و پرحجمی نیست بلکه «موجب درشتی و پرحجمی است».

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:32 | نویسنده : رامیار کریمی

تفخیم و ترقیق الف مدی

الف مدی کلاً به 2 صورت تلفظ می شود: فتح – اِمالَة

 بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:30 | نویسنده : رامیار کریمی

تلغیظ و ترقیق «ل»

 

اصل ، در «ل» ترقیق است و فقط تحت شرایطی «تلغیظ» می شود.

 

تغلیظ «ل» : لام لفظ جلاله (لام کلمه الله) در صورتی که حرکت ماقبل آن، «فتحه» یا «ضمّه» باشد ، تغلیظ می شود. مانند :

اَللهُ اِنَّ اللهَ یَعلَمُ اللهُ یَدُ اللهِ

 

ترقیق «ل» :

1- اگر حرکت ماقبل لام لفظ جلاله «کسره» باشد ، «ل» ترقیق می شود. مانند :

بِسمِ اللهِ اَلحَمدُ لِلّهِ بِاللهِ رَسُولِ اللهِ

 

2- حرف «ل» در سایر کلمات قرآن ، بلااستثناء ترقیق می شود. مانند :

خَلَقَ ظَلَمَ اَلظُّلُماتِ صَلصالٍ

 

منبع:کتاب حلیة القرآن



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:29 | نویسنده : رامیار کریمی

تفخیم و ترقیق «ر»

 

اصل در «ر» تفخیم است و تحت شرایطی ترقیق می شود.

 

احکام تفخیم «ر»

1-     «ر» مفتوح و مضموم . مانند : رَسُولٌ فِرَاراً رُقُودٌ خَبِیرٌ غُرُوراً

2-   «ر» ساکنِ ماقبل مفتوح و مضموم . مانند: اَربیٰ – قُربیٰ – اَلقَمَر – اَلزُّبر

3-   «ر» ساکنِ ماقبل ساکنِ ماقبل مفتوح و مضموم. مانند : وَالفَجر وَالوَتر بِکُمُ الیُسر بِکُمُ العُسر

4-    «ر» ساکنِ ماقبل الف و  واو مدی. مانند: نار اَلقَرار نُور اَلغُرُور

5-    «ر» ساکنِ ماقبل همزه وصل(الف وصل). مانند: رَبِّ ارجِعُونِ اِنِ ارتَبتُم

6-    «ر» ساکنِ مابعد حرف استعلاء (بشرطی که در یک کلمه باشند) . مانند:فِرقَةٍ اِرصاداً-قِرطاسٍ



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 20:21 | نویسنده : رامیار کریمی

ادغام

کلمه ادغام در لغت به معنای «اِدخال – داخل نمودن» و در تجوید عبارتست از :

«حذف حرف ساکن و مشدّد نمودن حرف بعدی»

شرط مهم ادغام ، ساکن بودن حرف اول است و اگر در مواردی ، حرف متحرک ادغام شود، در واقع اول ساکن شده و آنگاه در حرف بعدی ادغام می گردد.

در ادغام ، به نظر می رسد حرف اول در حرف دوم ناپدید و موجب فشرده شدن حرف دوم شده است. مانند : «مِن نارٍ» که اگر نون ساکنه را حذف و به جای آن ، نون «نار» را مشدّد بخوانیم ، گویند «عمل ادغام انجام شده است».

مِن نارٍ  ----------  مِنّارٍ

لذا ادغام همیشه موجب بروز تشدید می گردد.

فایده ادغام سهولت در کلام است.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 13:12 | نویسنده : رامیار کریمی

احکام نون ساکنه و تنوین

حرف «ن» یکی از پر مصرف ترین و کاربردی ترین حرف در زبان عرب است.

مقصود از «نون» ساکنه آن است که در وسط و آخر کلام می آید و در وصل و وقف نوشته می شود. مانند : لَانفَضُّوا مِنهُم ءَامِن

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 | 21:8 | نویسنده : رامیار کریمی

احکام میم ساکنه

«م» ساکنه در مجاورت حروف 28گانه به یکی از این 3 حالت خوانده می شود:

بقیه در ادامه مطلب 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 | 21:4 | نویسنده : رامیار کریمی

احکام غنّة

کلمه «غنّة» به دو صورت مطرح شده است:

 بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 | 20:38 | نویسنده : رامیار کریمی

احکام مد و قصر

بنابر آنچه صاحب کتاب «النشر فی القراءات العشر-ج1-ص315» آورده است، شخصی نزد ابن مسعود از صحابه معروف رسول اکرم صلّی الله علیه و آله به تلاوت قرآن مشغول بود.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب